عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )

194

إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )

پدر گفت آيا نميتواند بگويد اگر او در اين ساعت در خانه مىماند و بيرون نمىآمد زير ماشين نميرفت ؟ پسر جواب داد آرى اين ممكنست ، ليكن جواب قانع‌كننده‌اى نيست . پدر گفت : جواب آنهاييكه طرفدار تحول هستند نيز همينطور است و قانع‌كننده نيست و تنها عذرى است براى افكار اشتباه آميزشان ، زيرا از توجيه كردن موجودى كه بوجود آمده است نادانند و در نظريات نادرست خود دچار اشتباه شده‌اند مثلا ميگويند گردن زرافه از اينرو بلند است تا بتواند برگ بالاى درختان را بخورد و پاهاى لك‌لك از آنرو بلند است چون در گل مىنشيند تا ماهى بگيرد و بپاهايش تكيه كند و اردك چون شنا مىكند لذا پوسته نازكى سطح پاهايش را فرا گرفته است و سخنانى نظير اين گفتگوها . عثمان گفت آيا جواب و توجيه ديگرى ندارند ؟ پدر گفت اگر ميخواهى جوابى از نوع جواب آنان بدهم ميگويم زرافه چون گردنش را دراز ديد ، به شاخ درختان كشيده شد ، و لك‌لك چون پاهايش را دراز يافت در مردابها ايستاد و روزى خود را بدست آورد و اردك چون ديد پنجه‌هايش پهن است شنا كرد . عثمان گفت اگر مثل آنان جواب ندهى جوابت چيست ؟ پدر گفت : از حكمت خداوند اينست كه موجودات را برحسب محيطى كه در آن زندگى مىكنند ، آفريده است و همه حرفهاييكه درباره تحول ميزنند جزء حكمت خداوند است كه بر همه آفريدگان شامل مىشود و موجودات تابع توجه و رحمت خداوندند نه تابع موجبات مادى صرف : « أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صافَّاتٍ وَ يَقْبِضْنَ ما يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمنُ